در پنجمین گزارش از مجموعه «خانواده ایرانی»، به سراغ چهرهای رفتیم که شعر، سیاست و مسئولیت اجتماعی را در یک زندگی پرتنش به هم گره زد؛ مردی که نامش با تاریخ ادبیات معاصر ایران گره خورده است. به گزارش خبرواژه، این چهره پرآوازه کسی نبود جز ملکالشعرای بهار.
تولد در خانهای که شعر در آن جریان داشت
محمدتقی بهار در سال ۱۲۶۵ خورشیدی در مشهد به دنیا آمد. او در خانوادهای بزرگ شد که شعر بخشی از زندگی روزمره بود. پدرش، میرزا محمدکاظم صبوری، شاعر خراسان و ملکالشعرای آستان قدس رضوی، خانهای فرهنگی و محفل روشنفکری برای فرزندش فراهم کرده بود. مادرش نیز با خواندن کتابهای ادبی، به ویژه آثار الکساندر دوما، فضای خانه را سرشار از ادبیات و تفکر نگه میداشت.
کودکی و آموزش ادبی
محمدتقی از کودکی با شعر و ادبیات انس گرفت. آموزش ابتدایی او در مکتبخانه انجام شد، اما آموزش اصلی در خانه و زیر نظر پدرش صورت گرفت. پدرش سختگیر بود و به رعایت وزن، قافیه و زبان در شعر تاکید داشت. همین روش باعث شد محمدتقی از نوجوانی به شعر کلاسیک فارسی مسلط شود و بعدها از قالبهای سنتی برای بیان مضامین نو بهره گیرد.
مرگ پدر و ورود به عرصه اجتماعی
با از دست دادن پدر در ۱۸ سالگی، مسئولیت خانواده بر دوش محمدتقی افتاد و او وارد عرصه اجتماعی و سیاسی شد. شعر او از ستایش قدرت به سمت نقد آن گرایش پیدا کرد. خانوادهاش نیز همیشه نسبت به مسائل زمانه حساس بودند و همین پشتوانه، بهار را در مسیر فعالیتهای مشروطه و اجتماعی یاری داد.
دماوندیه؛ شعر اعتراض و ایستادگی
یکی از ماندگارترین آثار بهار، قصیده «دماوندیه» است که در سال ۱۳۰۱ سروده شد. این شعر با بهرهگیری از کوه دماوند به عنوان نماد استواری و مقاومت، فساد، ظلم و بیعدالتی زمانه را به تصویر میکشد. بهار با حفظ ساختار کلاسیک قصیده، محتوایی کاملاً اجتماعی و سیاسی خلق کرد که نشاندهنده توانایی او در پیوند شعر و اعتراض ملت بود.
زندگی خانوادگی و فعالیتهای فرهنگی
بهار در کنار فعالیتهای ادبی و سیاسی، زندگی خانوادگی داشت و دو بار ازدواج کرد. او فرزندانی تربیت کرد که در محیطی فرهنگی و اهل مطالعه رشد یافتند. خانه برای بهار مکانی برای فاصله گرفتن از هیاهوی سیاست بود و گفتوگو، کتاب و یادگیری از عناصر ثابت زندگی خانوادگی او محسوب میشد.
پژوهش و نگاه علمی به زبان
بهار تنها شاعر نبود؛ او روزنامه نوبهار را منتشر کرد، چندین دوره نماینده مجلس شورای ملی شد و مسئولیتهایی از جمله وزارت فرهنگ بر عهده گرفت. او همچنین به تدریس در دانشگاه تهران پرداخت و کتاب سبکشناسی را نوشت که بررسی نثر و شعر فارسی در دورههای مختلف تاریخی را ارائه میدهد و هنوز منبعی معتبر برای پژوهش ادبیات فارسی محسوب میشود.
ماندگاری نام بهار
ملکالشعرای بهار در اردیبهشت ۱۳۳۰ در تهران درگذشت و در آرامگاه ظهیرالدوله به خاک سپرده شد. آثار او، از شعر تا پژوهش و نقش فرهنگی، همچنان زنده است و نامش یادآور انسانی است که با وزن دادن به کلمات، در حافظه جمعی یک ملت جاودانه شد.