به گزارش خبرواژه، پایان درگیریهای نظامی به معنای پایان آثار جنگ نیست. کارشناسان حوزه سلامت روان هشدار میدهند که اضطراب، ترس از دست دادن عزیزان، اختلال خواب و ناامنی ذهنی میتواند برای مدت طولانی در کودکان، نوجوانان و حتی والدین باقی بماند و روند بازگشت به زندگی عادی را با چالش مواجه کند.
الهام علمشاهی در گزارشی به بررسی پیامدهای روانی جنگ بر خانوادهها پرداخته و تأکید میکند که جنگ تنها زیرساختها و ساختمانها را ویران نمیکند، بلکه احساس امنیت و آرامش نسل آینده را نیز هدف قرار میدهد؛ نسلی که باید در فضایی امن برای آینده خود رؤیاپردازی کند.
نگرانی از تکرار بحران و آثار آن بر سلامت روان
سمیرا طاووسی، روانشناس و مشاور خانواده، معتقد است شرایط فعلی با بسیاری از جنگهای پایانیافته تفاوت دارد؛ زیرا جامعه همچنان با احتمال بازگشت بحران، نااطمینانی نسبت به آینده و فشارهای اقتصادی روبهرو است. به گفته او، این وضعیت ذهن افراد را در حالت آمادهباش نگه میدارد و مانع از بازگشت کامل احساس آرامش میشود.
وی میگوید: «انسان به چنین شرایطی عادت نمیکند، بلکه مغز تلاش میکند خودش را با شرایط دشوار سازگار کند. این سازگاری به معنای از بین رفتن اضطراب نیست؛ روشی برای ادامه زندگی در وضعیت بحرانی است.»
نشانههای اضطراب در کودکان و نوجوانان
کارشناسان تأکید میکنند که کودکان اغلب فشارهای روانی را از طریق تغییر رفتار بروز میدهند. بیقراری، کاهش تمرکز، اختلال خواب، کابوس، افزایش پرخاشگری، افت تحصیلی و وابستگی شدید به والدین از جمله نشانههایی است که نباید نادیده گرفته شود.
طاووسی میگوید: «ممکن است کودک ۶ یا ۷ سالهای که قبلا بهراحتی از والدینش جدا میشد، ناگهان وابستگی شدیدی پیدا کند و مرتب بپرسد شما که نمیمیرید؟ یا اگر برایتان اتفاقی بیفتد، من چه کار کنم؟ این پرسشها را نباید ساده تلقی کرد؛ چون میتوانند نشانه اضطراب عمیق کودک باشند.»
والدین نیز به حمایت روانی نیاز دارند
فشارهای اقتصادی، نگرانی از آینده و مراقبت از فرزندان مضطرب، سلامت روان والدین را نیز تحت تأثیر قرار میدهد. کاهش آستانه تحمل، افزایش اختلافات خانوادگی و فرسودگی روانی از پیامدهای رایج این شرایط است و میتواند مدیریت هیجانات در خانواده را دشوارتر کند.
مدیریت اخبار؛ راهکاری برای کاهش اضطراب
به گفته این روانشناس، قرار گرفتن مداوم در معرض تصاویر خشونت، انفجار و اخبار نگرانکننده، حتی بدون تجربه مستقیم جنگ، میتواند اضطراب را افزایش دهد.
طاووسی توصیه میکند: «خانوادهها مصرف اخبار را مدیریت کنند، یک منبع خبری معتبر را انتخاب کنند و از پخش مکرر اخبار و تصاویر اضطرابآور، بهویژه در حضور کودکان، بپرهیزند. بسیاری از والدین ناخواسته با صحبت مداوم درباره جنگ، نگرانی خود را به فرزند منتقل میکنند؛ در حالی که کودک توان تحلیل بسیاری از این اخبار را ندارد و ممکن است تنها احساس ناامنی ناشی از آنها را دریافت کند.»
حفظ برنامه روزمره؛ عاملی برای تقویت احساس امنیت
متخصصان سلامت روان معتقدند ادامه فعالیتهای روزمره مانند حضور در مدرسه، شرکت در کلاسهای آموزشی، دیدار با اقوام، بازی و تعامل خانوادگی، تا حد امکان، به کودکان این پیام را منتقل میکند که هنوز بخشهایی از زندگی قابل پیشبینی و امن است.
همچنین اختصاص زمانی مشخص برای گفتوگو و بازی خانوادگی، بدون استفاده از تلفن همراه و شبکههای اجتماعی، میتواند نقش مؤثری در کاهش اضطراب و افزایش احساس امنیت داشته باشد.
چه زمانی باید از متخصص کمک گرفت؟
کارشناسان تأکید میکنند در صورت تداوم نشانههایی مانند کابوسهای مکرر، شبادراری، پرخاشگری شدید، انزوا، وابستگی افراطی به والدین، افت تحصیلی، ناامیدی نسبت به آینده یا صحبت درباره مرگ، مراجعه به روانشناس یا مشاور ضروری است.
بازسازی روان، مهمترین مرحله پس از جنگ
امیرحسین فرازمند، روانشناس و مشاور خانواده، معتقد است جنگ پیش از هر چیز احساس امنیت و پیشبینیپذیری جهان را در ذهن کودکان از بین میبرد. به گفته او، خانواده و مدرسه مهمترین پایگاههای بازگشت کودکان و نوجوانان به احساس امنیت هستند و نقش معلمان و مشاوران مدارس در این مسیر بسیار تعیینکننده است.
کارشناسان تأکید دارند که بازسازی پس از جنگ تنها به ترمیم ساختمانها و زیرساختها محدود نمیشود؛ بلکه سلامت روان کودکان، نوجوانان و خانوادهها نیز نیازمند برنامهریزی، حمایت تخصصی و گذر زمان است تا آثار پنهان بحران به تدریج کاهش یابد.
شما این موضوع را چگونه ارزیابی میکنید؟ دیدگاه و تجربه خود را با مخاطبان خبرواژه به اشتراک بگذارید.