ایران در کتاب‌های درسی استرالیا به‌عنوان «سرزمین یک دریاچه نابودشده» معرفی شد؛ روایتی تلخ که وجدان یک کشور را می‌لرزاند

به گزارش خبرواژه، موج تازه‌ای از بهت و اندوه فضای مجازی ایران را دربر گرفته است؛ چراکه این بار نام کشورمان نه در یک گزارش علمی یا رسانه بین‌المللی، بلکه در کتاب‌های درسی مدارس استرالیا به‌عنوان مثال «فاجعه مدیریتی» و «درس عبرت جهانی» ثبت شده است. روایتی که برای بسیاری از ایرانیان، هم تلخ است و هم شرم‌آور.

در کلاس‌های جغرافیای استرالیا به دانش‌آموزان گفته می‌شود: «ایران روزی میزبان یکی از ۲۰ دریاچه بزرگ جهان بود؛ دریاچه‌ای عظیم به نام ارومیه. اما این دریاچه به‌دلیل تصمیم‌های نادرست، سوء‌مدیریت طولانی‌مدت و فشار بی‌سابقه بر منابع آبی، امروز تقریباً نابود شده و تنها شوره‌زار و خاک ترک‌خورده‌ای از آن باقی مانده است.» این جمله ساده، برای دانش‌آموزان استرالیایی فقط یک مثال آموزشی است؛ اما برای میلیون‌ها ایرانی زخمی عمیق‌تر از یک خبر معمولی به‌جا گذاشته است.

روایت یک فروپاشی تدریجی؛ دریاچه‌ای که نفس کشید و خاموش شد

دریاچه ارومیه روزگاری نه‌چندان دور، پهنه‌ای بود که زندگی در اطرافش می‌جوشید. آب‌های فیروزه‌ای، جزایر زیبا، پرندگان مهاجر و بادهایی که بوی نمک و زندگی را با خود می‌آوردند، «هویت یک منطقه» را می‌ساختند. اما آنچه به‌تدریج رخ داد، ترکیبی بود از یک تراژدی انسانی و یک اشتباه مدیریتی پرهزینه.

سال‌ها برداشت بی‌رویه از آب، توسعه شتاب‌زده کشاورزی بدون برنامه، سدسازی‌های متعدد و غفلت‌های پی‌درپی، دست‌به‌دست هم دادند تا دریاچه‌ای که می‌توانست سرمایه ملی باقی بماند، به مرز نیستی برسد. امروز نه‌تنها حجم عظیمی از آن از بین رفته، بلکه طوفان‌های نمکی و آلودگی‌های خطرناک، سلامت میلیون‌ها نفر را تهدید می‌کند.

وقتی یک فاجعه محیط‌زیستی تبدیل به «هشدار جهانی» می‌شود

اینکه فاجعه دریاچه ارومیه اکنون در محتوای رسمی آموزشی یک کشور توسعه‌یافته تدریس می‌شود، نشان می‌دهد پیامدهای سوء‌مدیریت دیگر در چارچوب یک کشور نمی‌ماند. آن‌ها برای کودکان توضیح می‌دهند که چگونه «نمونه ایران» ثابت می‌کند یک تصمیم نادرست می‌تواند به نابودی یک اکوسیستم عظیم منجر شود.

این روایت از نگاه استرالیایی‌ها نه برای قضاوت یک کشور، بلکه برای آموزش نسل آینده است. اما برای مردم ایران که این روزها با چالش‌های متعدد دست‌وپنجه نرم می‌کنند، شنیدن چنین جمله‌هایی بیش از هر چیز، یادآور زخم‌های قدیمی و تلنگری دوباره نسبت به آینده‌ سرزمین‌شان است.

واکنش‌های احساسی و خشم اجتماعی در ایران

بازتاب این موضوع در شبکه‌های اجتماعی ایران به‌شدت گسترده بوده است. کاربران می‌نویسند که «چقدر تلخ است وقتی کودکان یک کشور دیگر، نابودی دریاچه‌ای را که بخشی از خاطره جمعی ایرانیان بوده، به‌عنوان نمونه شکست مدیریتی می‌آموزند.» بسیاری از مردم می‌گویند دردناک‌تر از نابودی یک دریاچه، این است که نام ایران در کتاب‌های رسمی کشوری دیگر در کنار عبارت‌هایی چون «درس عبرت» قرار بگیرد.

فعالان محیط‌زیست نیز هشدار می‌دهند که این بازتاب جهانی نشان می‌دهد بحران ارومیه تنها یک «مسئله داخلی» نیست. اکنون پرونده آن به سطحی رسیده که جهان از آن به‌عنوان نمونه شکست سیاست‌گذاری یاد می‌کند و این یعنی ضرورت تغییرات جدی بیش از هر زمان دیگری حس می‌شود.

آینده‌ای که هنوز می‌تواند متفاوت باشد

اگرچه بخش قابل‌توجهی از دریاچه خشک شده، اما کارشناسان امید را به‌طور کامل از دست نداده‌اند. آن‌ها می‌گویند اگر مدیریت صحیح، همکاری ملی، اصلاح الگوی مصرف آب، کاهش فشار بر منابع زیرزمینی و اجرای منظم طرح‌های احیایی جدی گرفته شود، بخشی از حیات دریاچه هنوز قابل بازگشت است. اما هشدار اصلی این است: «فرصت زیاد نیست.»

برای پیگیری آخرین گزارش‌ها و تحلیل‌های محیط‌زیستی، پیشنهاد می‌کنیم به‌طور منظم از خبرواژه بازدید کنید و با آگاهی‌بخشی، مطالبه‌گری و انتشار اخبار درست، سهمی در جلوگیری از تکرار چنین فاجعه‌هایی داشته باشید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

15 + هفده =