انتشار قطعه «گلوبند ایران» با صدای علیرضا قربانی بار دیگر توجه مخاطبان موسیقی را به آثار ملی و میهنی جلب کرده است. علیرضا سپهوند، منتقد، آهنگساز و نوازنده موسیقی کلاسیک ایرانی، در یادداشتی به بررسی ابعاد هنری این اثر پرداخته و آن را نمونهای از موسیقی مبتنی بر احساس، وقار و دلبستگی به مفهوم وطن توصیف کرده است.
به گزارش خبرواژه به نقل از خبرگزاری مهر، علیرضا سپهوند در یادداشتی تحلیلی، قطعه «گلوبند ایران» با شعری از حسین غیاثی، آهنگسازی حسام ناصری و خوانندگی علیرضا قربانی را اثری متفاوت در میان تولیدات موسیقی میهنی سالهای اخیر دانسته است.
«گلوبند ایران»؛ فراتر از یک ترانه میهنی
به اعتقاد سپهوند، این اثر تلاش میکند از دوگانه رایج موسیقی میهنی فاصله بگیرد؛ از یک سو آثار شعاری و پرطمطراق و از سوی دیگر آثاری که در لایههای پیچیده استعاره و انتزاع گم میشوند. در «گلوبند ایران»، وطن نه یک شعار سیاسی و نه یک مفهوم دستنیافتنی، بلکه احساسی عاطفی و شخصی است که به شکلی آرام و صمیمی روایت میشود.
این منتقد موسیقی معتقد است آنچه در این قطعه شنیده میشود بیش از آنکه توصیف ایران باشد، بازتاب نگاه و تصویر ذهنی علیرضا قربانی از ایران است؛ ایرانی که از خاطره، عشق، حسرت، امید و تعلق شکل گرفته است.
نقش تعیینکننده صدای علیرضا قربانی
در این یادداشت، مهمترین نقطه قوت «گلوبند ایران» صدای علیرضا قربانی عنوان شده است. سپهوند معتقد است قربانی طی دو دهه اخیر به جایگاهی رسیده که فراتر از یک خواننده صرف، به یک هویت صوتی در موسیقی ایران تبدیل شده است.
به گفته وی، ویژگیهایی مانند وقار، اندوه کنترلشده، نجابت عاطفی و خویشتنداری هنری در صدای قربانی حضوری پررنگ دارند و همین ویژگیها باعث شدهاند «گلوبند ایران» از فضای مرثیهخوانی و سوگواری فاصله بگیرد و میان اندوه و امید تعادلی قابل توجه ایجاد کند.
ترانهای مبتنی بر احساس و نه روایت
سپهوند در بخش دیگری از تحلیل خود به شعر حسین غیاثی اشاره کرده و معتقد است زبان این ترانه بیش از آنکه روایتمحور باشد، بر احساسات استوار است. در این اثر، ایران همچون معشوقی تصویر میشود که با او گفتوگو میشود، نه سرزمینی که صرفاً توصیف شود.
به باور این کارشناس، این انتخاب باعث شده قطعه از بسیاری از کلیشههای رایج موسیقی میهنی فاصله بگیرد؛ هرچند برخی تصاویر شعری همچنان برای مخاطب آشنا و قابل پیشبینی هستند.
آهنگسازی محتاطانه اما خوشساخت
در ارزیابی بخش موسیقایی، سپهوند آهنگسازی و تنظیم حسام ناصری را در ادامه همکاریهای موفق پیشین او با علیرضا قربانی توصیف میکند. به گفته وی، اثر از تلفیق ارکستراسیون مدرن و ریشههای موسیقی ایرانی بهره میبرد و تلاش میکند کلام و صدای خواننده را در مرکز توجه نگه دارد.
با این حال، وی معتقد است موسیقی «گلوبند ایران» در برخی بخشها بیش از حد محتاط عمل کرده و فاقد اوجهای غافلگیرکننده یا ماجراجوییهای هارمونیک است؛ موضوعی که ممکن است از ماندگاری موسیقایی اثر بکاهد.
آیا «گلوبند ایران» ماندگار خواهد شد؟
این منتقد موسیقی بر این باور است که «گلوبند ایران» احتمالاً در زمره نوآورانهترین آثار موسیقی معاصر قرار نخواهد گرفت، اما ظرفیت آن را دارد که به عنوان یک تجربه عاطفی مشترک در ذهن مخاطبان باقی بماند.
به گفته سپهوند، ارزش اصلی این قطعه نه در نوآوری، بلکه در بیان صادقانه حس تعلق، دلتنگی و پیوند با مفهوم خانه نهفته است؛ ویژگیای که در روزگار پرهیاهوی امروز کمتر در آثار موسیقایی دیده میشود.
وقار؛ مهمترین ویژگی «گلوبند ایران»
در جمعبندی این یادداشت آمده است که «گلوبند ایران» نه یک شاهکار بیرقیب در کارنامه علیرضا قربانی است و نه صرفاً یک ترانه مناسبتی. این اثر در میانه این دو قرار میگیرد؛ قطعهای خوشساخت، شریف و صادق که به جای شعار دادن، احساس میکند و به جای تعریف وطن، تصویری شخصی و عاطفی از ایران را با مخاطب به اشتراک میگذارد.
برای اطلاع از تازهترین اخبار موسیقی و فرهنگ و هنر، اخبار خبرواژه را دنبال کنید.