اگر شکسپیر به ChatGPT دسترسی داشت؛ هوش مصنوعی چگونه مرزهای خلاقیت در داستان‌نویسی را تغییر می‌دهد؟

نشست تخصصی «معماری داستان با هوش مصنوعی» با محوریت بررسی نقش هوش مصنوعی در فرآیند خلق آثار ادبی برگزار شد. کارشناسان حاضر در این نشست ضمن بررسی فرصت‌ها و محدودیت‌های این فناوری، تأکید کردند که هوش مصنوعی می‌تواند در تحلیل و بهبود آثار داستانی نقش مؤثری ایفا کند، اما جایگزین خلاقیت، تجربه زیسته و قضاوت انسانی نخواهد شد.

به گزارش خبرواژه به نقل از ایسنا، نشست تخصصی «معماری داستان با هوش مصنوعی» ششم مردادماه در سرای اهل قلم برگزار شد و ظرفیت‌ها و محدودیت‌های هوش مصنوعی در داستان‌نویسی از منظر نظری و کاربردی مورد بررسی قرار گرفت.

آیا هوش مصنوعی می‌تواند نابغه باشد؟

سیامک فریدونی، نویسنده و پژوهشگر، با طرح این پرسش که «نبوغ چیست و آیا هوش مصنوعی می‌تواند نابغه باشد؟» گفت: «نبوغ را می‌توان نه توانایی خلق از هیچ، بلکه توانایی تشخیص، انتخاب، ترکیب و بازآفرینی الگوهایی دانست که دیگران قادر به دیدن ارتباط میان آن‌ها نیستند.»

وی با اشاره به آثار ویلیام شکسپیر توضیح داد که شاهکارهای ادبی در خلأ شکل نمی‌گیرند، بلکه حاصل تعامل نویسنده با منابع تاریخی، فرهنگی، روایت‌های پیشین، بازیگران و مخاطبان هستند.

فریدونی با بررسی روند شکل‌گیری نمایشنامه‌هایی مانند تیتوس آندرونیکوس اظهار کرد که شکسپیر از منابعی همچون روایت‌های اوید و تراژدی‌های سنکا الهام می‌گرفت، اما آن‌ها را متناسب با مسائل و نیازهای زمان خود بازآفرینی می‌کرد. همچنین بازخورد بازیگران و مخاطبان نیز در تکامل آثار او نقش مهمی داشت.

به گفته وی، خلاقیت بیش از آنکه به خلق اثری کاملاً بی‌سابقه وابسته باشد، به انتخاب و ترکیب هوشمندانه الگوها و ایده‌ها بستگی دارد و نویسنده مسئول تشخیص ارزشمند بودن این الگوها است.

هوش مصنوعی؛ دستیار نویسنده، نه جایگزین او

این پژوهشگر، هوش مصنوعی را ابزاری برای انجام تحلیل‌های پیچیده و چندمرحله‌ای معرفی کرد و گفت این فناوری می‌تواند ساختار روایت، ریتم داستان، روند شکل‌گیری شخصیت‌ها، ناسازگاری‌های تاریخی و منطقی، استدلال‌های پنهان و کیفیت نهایی متن را بر اساس معیارهای تعیین‌شده از سوی نویسنده بررسی کند.

وی افزود که هوش مصنوعی حتی می‌تواند در نقش یک ارزیاب انتقادی یا «تیم قرمز»، نقاط ضعف و خلأهای احتمالی یک اثر را شناسایی کند. با این حال، طراحی معیارها، تفسیر نتایج و تصمیم‌گیری نهایی همچنان بر عهده انسان خواهد بود.

فریدونی نداشتن تجربه زیسته، نیت، آگاهی و قضاوت اخلاقی مستقل را مهم‌ترین محدودیت‌های هوش مصنوعی در داستان‌نویسی دانست.

او با طرح این پرسش که «اگر شکسپیر چت جی‌.پی‌.تی داشت یا کانت پایتون می‌دانست، کلمه چطور جان می‌گرفت؟» گفت: «هوش مصنوعی می‌تواند الگوهای مرتبط با مفاهیمی مانند خشونت یا انتقام را شناسایی کند، اما این انسان است که درباره تأثیر این مفاهیم بر روان و زندگی بشر پرسش می‌کند و به آن‌ها معنا می‌بخشد.»

معرفی یک ابزار هوش مصنوعی برای ارزیابی داستان

در بخش دوم این نشست، سیامک بویری از اپلیکیشنی که برای تحلیل و ارزیابی آثار داستانی طراحی کرده است، رونمایی کرد. این نرم‌افزار با هدف کمک به نویسندگان پس از پایان نگارش اثر، مؤلفه‌هایی مانند انسجام روایت، عناصر داستان، ژانر، تداوم خط داستانی و انتقال تصویر ذهنی نویسنده به مخاطب را بررسی می‌کند.

بویری توضیح داد که این سامانه داستان را به سکانس‌ها و اجزای مختلف تقسیم کرده و از طریق تحلیل ساختاری، کیفیت روایت و صدای نویسنده را ارزیابی می‌کند.

وی همچنین از قابلیت شبیه‌سازی شخصیت‌ها در این پلتفرم خبر داد و گفت این شخصیت‌ها می‌توانند بر اساس افراد واقعی، شخصیت‌های تاریخی یا ترکیبی از ویژگی‌های چند فرد ساخته شوند و به‌عنوان یک منتقد یا مشاور، بازخوردهایی درباره متن ارائه دهند.

به گفته او، این قابلیت علاوه بر داستان‌نویسی، در شبیه‌سازی گفت‌وگوها، مذاکرات و موقعیت‌های فرضی نیز کاربرد دارد و می‌تواند به‌عنوان ابزاری کمکی برای نویسندگان، پژوهشگران و فعالان حوزه آموزش مورد استفاده قرار گیرد.

برای مطالعه تازه‌ترین اخبار حوزه هوش مصنوعی، فناوری و فرهنگ، خبرواژه را دنبال کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

چهار × یک =