به گزارش خبرواژه، شهرداری تهران پلتفرمی با عنوان «خانهریز» راهاندازی کرده است که امکان سرمایهگذاری سانتیمتری در پروژههای ملکی را فراهم میکند؛ مدلی که با هدف جذب سرمایههای خرد برای ساختوساز طراحی شده، اما درباره تأثیر آن بر حل بحران مسکن پایتخت پرسشهایی مطرح است.
در پلتفرم خانهریز، هر «خانهریز» معادل یک صدم مترمربع از یک ملک یا پروژه مشخص تعریف شده است. این شیوه در عمل نوعی تأمین مالی جمعی برای پروژههای ساختمانی محسوب میشود؛ به این معنا که افراد میتوانند با سرمایههای کوچک در پروژههای ملکی مشارکت کنند و منابع موردنیاز برای ساخت را تأمین کنند.
فروش سانتیمتری خانه چگونه انجام میشود؟
در این مدل، سرمایهگذار با خرید بخشهایی از یک پروژه در تأمین مالی آن مشارکت میکند. با این حال، خرید سانتیمتری به معنای مالکیت یک واحد کامل مسکونی نیست و فرد تنها در چارچوب شرایط و سازوکار تعریفشده برای پروژه، از منافع سرمایهگذاری خود برخوردار خواهد شد.
راهاندازی چنین پلتفرمی میتواند مسیر تازهای برای ورود سرمایههای خرد به بازار ساختوساز ایجاد کند. با این حال، منتقدان معتقدند افزایش منابع مالی ساختوساز لزوماً به معنای حل مشکل دسترسی خانوارها به مسکن نیست و باید میان افزایش عرضه واقعی و تحریک سرمایهگذاری تفاوت قائل شد.
تهران با صدها هزار خانه خالی چه میکند؟
یکی از پرسشهای مهم درباره سیاستهای جدید مسکن، وضعیت واحدهای خالی موجود در کشور و بهویژه تهران است. بر اساس آمارهای مطرحشده در گزارشهای منتشرشده، حدود ۲ میلیون و ۵۷۴ هزار واحد مسکونی در کشور خالی از سکنه هستند که حدود ۴۵۴ هزار واحد آن در استان تهران قرار دارد.
این آمار نشان میدهد مسئله بازار مسکن تنها به ساخت واحدهای جدید محدود نمیشود و نحوه استفاده از ظرفیت موجود نیز اهمیت زیادی دارد. بنابراین، سیاستگذاری برای فعالکردن واحدهای خالی میتواند در کنار افزایش عرضه، بخشی از راهکارهای مدیریت بازار مسکن باشد.
فرشاد مومنی، اقتصاددان و عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی، نیز با اشاره به هزینههای سنگین ساخت واحدهای مسکونی خالی، بر ابعاد اقتصادی و اجتماعی این مسئله تأکید کرده است. او میگوید: «در هیچ دورهای در تاریخ معاصر ایران، فشار معیشتی برای داشتن سرپناه تا این حد گسترده و نگرانکننده نبوده است.»
فشار هزینه مسکن بر خانوارهای تهرانی
بررسی شاخصهای اقتصادی نشان میدهد مسئله اصلی برای بسیاری از خانوارها، فاصله زیاد میان درآمد و قیمت مسکن است. شاخص دسترسیپذیری به مسکن که از نسبت میانگین قیمت مسکن به درآمد سالانه خانوار به دست میآید، در سالهای اخیر وضعیت نامناسبتری پیدا کرده است.
بر اساس دادههای منتشرشده از سوی مرکز آمار ایران و گزارشهای مربوط به وضعیت هزینه خانوار، در سال ۱۴۰۳ سهم مسکن از هزینه خانوارهای شهری کشور به ۴۳.۷ درصد رسیده و این سهم در مناطق شهری استان تهران نزدیک به ۶۰ درصد بوده است.
۵۰ سال انتظار برای خرید خانه در تهران
یکی دیگر از شاخصهای مهم، طول دوره انتظار برای خانهدار شدن است. بر اساس آمارهای مطرحشده، این دوره در تهران که در سالهای ۱۳۸۹ تا ۱۳۹۱ حدود ۳۰ سال بود، در سالهای اخیر به نزدیک ۵۰ سال رسیده است.
به بیان ساده، اگر یک خانواده تهرانی بتواند یکسوم درآمد خود را پسانداز کند، ممکن است حدود ۵۰ سال زمان نیاز داشته باشد تا بتواند هزینه خرید یک واحد مسکونی ۷۵ متری را تأمین کند.
در چنین شرایطی، هرچند جذب سرمایههای خرد و تأمین مالی پروژههای ساختمانی میتواند به افزایش ساختوساز کمک کند، اما به نظر میرسد حل بحران مسکن در تهران به مجموعهای از سیاستهای همزمان در حوزه عرضه، تقاضا، قیمت، درآمد خانوار و استفاده از واحدهای خالی نیاز دارد.
بنابراین، پرسش اصلی درباره پلتفرم خانهریز این است که آیا افزایش سرمایه در دسترس سازندگان میتواند به افزایش عرضه مسکن قابلدسترس برای خانوارها منجر شود یا صرفاً مسیر تازهای برای سرمایهگذاری و کسب سود در بازار ملک ایجاد خواهد کرد.
برای اطلاع از آخرین اخبار و جزئیات بیشتر، به خبرواژه مراجعه کنید.